چند رسانه‌ای

گردشگری خانوادگی پایدار و دانش افزایی و توانمندسازی کودکان

نویسنده: حمیرا محب علی

عکاس: سوما جویبار

 گردشگری خانوادگی بر اساس آمار یکی از مهمترین بخش های صنعت گردشگری است و حدود ۳۰ درصد از بازار سفرهای تفریحی را به خود اختصاص می دهد. سفرهای خانوادگی یک چهارم سفرها را در انگلیس و ۳۰ درصد سفرها را در آمریکا تشکیل می دهد. در کشورهای خانواده محور مانند ایران به طور حتم این آمار بیشتر خواهد بود. بیشترین سفرها در تعطیلات نیز مربوط به سفرهای خانوادگی است بواقع آنچه در تعطیلات در کشورهای خانواده محور در حوزه گردشگری شکل می گیرد بیشتر بر دو شکل سفرهای خانوادگی و یا بازدیدهای درون شهری خانوادگی است که اغلب به بهانه ایجاد شرایطی مطلوب برای کودکان اتفاق می افتد اما کودکان کمترین سهم مطلوب توسعه را از این فرایند بر عهده دارند.

گردشگری خانوادگی برای صنعت گردشگری از اعتبار ویژه ای برخوردار است.  خانواده یک بازار بزرگ و رو به رشد در فرایند گردشگری است. گردشگری خانوادگی طیف وسیعی از عرضه و تقاضا را در جامعه شامل می شود. گردشگری خانوادگی به روند میزبانی خانوادکی هم کمک می کند یعنی اشتغال زایی را غیر مستقیم به سمت مشاغلی می برد که آنها هم می توانند خانوادگی اداره شوند. در واقع محرک و موثر است. مشارکت دادن زنان در بازار کار هم از فواید گردشگری خانوادگی است. از طرفی گردشگری خانوادگی برای خود خانواده هم از اهمیت برخوردار است. ترویج و زنده نگهداشتن پیوندهای خانوادگی با ایجاد خاطرات و اتحاد دوباره خانواده در کشورهایی که اصولا خانواده محور نیستند از جمله همین موارد است. خانواده مرکز فعالیت های انسانی است و کودکان و خانواده نزدیک ترین پیوند عاطفی را با یکدیگر دارند.

در یک نگاه متفاوت می توان گردشگری خانوادگی را در کنار سایر اشکال گردشگری تعریف کرد چراکه نوع گرایش خانواده ها در سفرهای خانوادگی با توجه به خصوصیات فرهنگی هر خانواده با یکدیگر متفاوت است. مثلا در انگلیس و آمریکا و استرالیا مبنای سفرهای خانوادگی بیشتر بر اساس تفریح هایی است که  رها شدن از دغدغه های اجتماعی و روز مرگی های زندگی را برای والدین به همراه دارد. در حالی که مثلا در چین و کلمبیا گردشگری خانوادگی بیشتر بر مبنای خرید شکل می گیرد.

اما گردشگری خانوادگی با هر هدف و در هر زمان و به هر شکلی که اتفاق بیفتد، بستر مناسبی برای دست یابی به توسعه پایدار است، فرایندی  که در آن کودکان را برای مواجهه با چالش های پنهان بزرگسالی آماده می کند. چالش هایی مثل مبارزه با معظلات زیست محیطی، حفظ میراث فرهنگی و تداوم میراث ناملموس. در واقع گردشگری می شود بستر مناسبی برای ساختن جامعه ای که خانواده ها سلول های آن هستند. یعنی گردشگری می شود مدرسه ای ناملموس برای کودکان در خانواده. مدرسه ای که کودک و والدین همراه با هم در سر کلاس درس حاضر می شوند و راهنما نقش معلمی را پیدا می کند که باید بتواند رضایت تمام اعضای خانواده را در این فرایند گردشگری جلب کند. راهنمایی که کودکان را نادیده می گیرد جایی از کارش اشکال دارد. راهنمایی که کودکان را نادیده می گیرد، راهنمای تور گردشگری خانوادگی نیست. خوشبختانه  جامعه گردشگری به سمتی رفته است که دیگر طبقه بندی تورها تنها بر اساس نوع جاذبه اتفاق نمی افتد بلکه نوع گردشگر هم در آن از اهمیت برخوردار است. در واقع نیاز سنجی گردشگر خودش شکل گردشگری را تعریف می کند. حالا اگر راهنمای گردشگری به جای گردشگران مجزا از یکدیگر با یک ساختاری از گردشگران به نام خانواده روبرو شود باید بتواند به گونه ای وظایفش را به انجام برساند که در نهایت تمامی اعضای خانواده از سفر بهره گرفته باشند. در راهنمایی گردشگران علاوه بر دادن اطلاعات اهداف پنهانی وجود دارد که با آموزش غیر مستقیم به گردشگر و کمک به روند توسعه مربوط است و کودکان هدف نهایی این توسعه اند یعنی ما نقش قاصدی را داریم که امانتی را می بایست به نسل بعد انتقال دهیم و چه بهتر آنکه کودکان را نیز همزمان برای پذیرش هر آنچه در حال حاضر انجام می شود آماده سازیم.

برای دست یابی به توسعه پایدار در گردشگری با محور خانواده می بایست، بر توانمند سازی خانواده ها در سفر تمرکز کرد. این توانمند سازی ارتقا اقتصادی برای بازدید بیشتر از امکانات و جاذبه های  موجود و یا استفاده از خدمات بیشتر در حوزه گردشگری نیست بلکه توانمندسازی در بهره گیری از همان حداقل امکاناتی است که خانواده به عنوان یک گروه کوچک گردشگری ( و نه یک فرد گردشگر) در فرایند سفر با آن روبرو می شود. فرایندی شبیه “گردشگری آهسته” که نجات دهنده است و کمک می کند تا گردشگر به جای حرکات رباتیک در گردشگری به درک درستی از “سفر” و هویتی به نام “جاذبه” در گردشگری برسد. اعضای یک خانواده در گردشگری خانوادگی پایدار، در کنارهم حداقل به سه امکان زیر دست خواهند یافت:

  • آنها یاد می گیرند که چگونه محیط زیست اطراف خود را ببینند و با آن رابطه متقابل پیدا کنند. این چگونه نگریستن معمولا کمک خواهد کرد تا به اهدافی مشترک برای حضور، بقا و پایداری متقابل محیط دست یابند و برای رسیدن به آن، برنامه ریزی هایی مشترک و همسو انجام دهند که همگی از آن بهره خواهند برد.
  • امکان دوم ارزش گذاری مشترک برای میراث فرهنگی است. گردشگری خانوادگی پایدار کمک می کند تا همگی اعضای خانواده و البته کودکان بر اساس فهم خود به درکی درست از میراث دست یابند. آن را متعلق به خود بدانند و برای حفظ آن تلاش کنند. بواقع گردشگری خانوادگی پایدار در نهایت به حفظ میراث تاریخی و فرهنگی خواهد انجامید.
  • امکان سوم خانگی کردن همه آن چیزی است که به عنوان میراث در حوزه گردشگری از آن نام برده می شود. خانگی کردن یعنی تاثیری که فرایند گردشگری پس از پایان سفر در محیط خانواده بر جای می گذارد. بخشی از این خانگی شدن در جریان اتفاقات اقتصادی گردشگری رخ می دهد و بخشی به مقوله فرهنگی ارتباط دارد. آوردن و یا احیا آداب و رسومی که مجموعه افراد خانواده آن را تایید کرده اند و با ارزش های اخلاقی حاکم بر خانواده تعارضی ندارد خانگی کردن جاذبه های فرهنگی است مانند آیین ها و جشن ها و غذاها و ..

بخشی دیگرفرایند خرید از بازار و سوغات و یادگاری از سفر و …است. همان بخشی که به اعضا خانواده و بخصوص کودکان کمک می کند تا ارتباط عمیق تری با میراث تاریخی و فرهنگی برقرار کنند.

اما بین نگرش و رفتار افراد در خانواده همیشه تعارضاتی وجود دارد. این تعارضات یا به دلیل عدم تجربه آنچه که کودک آموزش می بیند اتفاق می افتد و یا به دلیل آنکه، آنچه که کودک تجربه می کند، با آنچه که آموزش می بیند در تعارض است. به زبان ساده تر پدران و مادران چیزهایی به کودک می گویند که خود به آن عمل نمی کنند و یا زمینه ای برای آشنایی کودک را با آن موضوع خاص فراهم نمی کنند. به طور مثال با کودک خود درباره اهمیت پاکیزگی محیط زیست صحبت می کنند اما در عمل و در شرایط حضور در طبیعت زباله های خود را به راحتی در همانجا رها می کنند.

گاهی کودک آموزش هایی می بیند که هرگز در عمل با آن مواجه نمی شود ، او راجع به اقوام سرزمین خودش چیزهایی می داند ولی امکان آشنایی با آنها برایش فراهم نمی شود. بنابر این آنچه را که می آموزد به زودی فراموش می کند.

شرایط دیگری هم در سفر وجود دارد، کودک چیزهایی در سفر می بیند که هرگز به او درباره آنها توضیحی داده نمی شود. برای نمونه او در سفر از یک مکان تاریخی به همراه پدر و مادر بازدید می کند اما هرگز اطلاعاتی به اندازه درک و فهم خود دریافت نمی کند. پدر و مادر معمولا به جای آموزش، او را به صبوری دعوت می کنند و از کودک می خواهند که این فضای مبهم را تحمل کند تا در فرصتی مناسب او را مثلا به شهربازی ببرند و یا در اولین فست فود جایزه این صبر را تقدیم او کنند.

گردشگری خانوادگی پایدار دقیقا پاسخی برای چنین چالش هایی است.در این شکل از گردشگری تمامی افراد خانواده در جریان حضور در فضای یک جاذبه گردشگری درگیر آن موضوع خواهند شد. پدر و مادر دربرابر کودک احساس مسوولیت دارند و به سوال های او به اندازه ای که می توانند پاسخ خواهند داد. کودک در کنار هیچ جاذبه ای حسی مبهم نخواهد داشت .او هم مانند بزرگسالان از بازدید از جاذبه ها لذت می برد و به صورت غیر مستقیم در معرض آموزش های لازم قرار می گیرد مگر اینکه استفاده از خدمات گردشگری و یا بازدید از جاذبه ها از منظر اخلاقی کاملا مختص بزرگسالان باشد و آشنایی با آن حقوق کودک را نقض کند.

اما گذر از سفرهای خانوادگی ساده و رسیدن به گردشگری خانوادگی پایدار نیازمند فهمی عمیق در گردشگری و برنامه ریزی دقیق برای ایجاد این فرهنگ است. برنامه ریزی که بتواند، مجموعه افراد یک خانواده را از فرایند گردشگری بهره مند سازد و همگی آنها در پایان سفر دست پر به خانه بازگردند. فرایندی پویا که همانطور که اشاره شد هم با دانش افزایی اعضا خانواده در ارتباط باشد و هم با توانمندسازی آنها.

بخشی از این موضوع مشخصا به میزان آگاهی خانواده ها بستگی دارد. سواد و موقعیت اجتماعی خانواده پتانسیلی است که می تواند از حالت سکون به شرایطی جاری و پویا تغییر پیدا کند کافیست که از طریق رسانه ها، شبکه های اجتماعی، بروشورها و کاتالوگ های آموزشی ارایه شده در آژانس ها، هتل ها، هواپیما و قطارو در ورودی مکان ها و جاذبه های گردشگری به پدران و مادران کمک کرد تا با بتوانند از آنچه که می دانند و آنچه که در جریان گردشگری با آن آشنا می شوند، کودکان خود را بهره مند سازند اما دفاتر ارایه دهنده خدمات گردشگری هم می توانند با تعریف بسته های گردشگری خانوادگی با هدف ارتقا دانش خانواده از گردشگری در ایجاد جریان پویای پایدار در سفرهای خانوادگی سهیم باشند. آموزش کارکنان و استخدام و یا  تربیت راهنماهایی که برای سفرهای خانوادگی پایدار آموزش دیده اند و برنامه ریزی برای گردشگری خانوادگی با ارایه بسته های آموزشی گردشگری برای خانواده و مهم تر از هم تشکیل کلاب های گردشگری خانوادگی ، می تواند جریانی متفاوت، کارآمد و پایدار را در توسعه گردشگری برقرار کند. جریانی که در همه جای دنیا قابل تعریف و تعمیم است.

از دل این جریان ، گردشگری برای کودکان خلق خواهد شد.شکلی از گردشگری که هدفش آشنا کردن کودک با دنیای بیرون از فضای خانواده و اقوام و مدرسه است و او را برای آینده ای آماده می کند که در آن احساس مسوولیت حرف نخست را می زند.

در خصوص محیط زیست هم وضع چنین است ، کودک در محیطی به نام محیط زیست زندگی می کند که اصلا آن را نمی شناسد.

آینده دنیا با یادگیری و مشارکت کودکان متحول خواهد شد و بدون مشارکت کودکان در فرایند گردشگری، واژه ای به نام گردشگری خانوادگی از حد پر کردن ساده اوقات فراغت بالاتر نخواهد رفت و البته کودکان در دنیای امروزی به چیزی فراتر از پر کردن اوقات فراغت نیاز دارند.

منابع:

– Journal of Tourism Futures Trends in family tourism Heike A. Schänzel, Ian Yeoman

 -The Future of Family Tourism Heike A. Schänzel & Ian Yeoman

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن