اخبار

فلسفه و سفر؛ از کویر لوت تا سیبری در جستجوی خوشبختی

بهاری دیگر هم گذشت، با همه هنجارها و ارزش‌هایی که خودِ ما انسان‌ها خلق کرده‌ایم و گاه چون این واپسین‌بهار از بهرشان رنج مضاعف می‌کشیم. گرچه از سفر به عنوان اساس زندگی یاد می‌شود، این بهار سهم سفر در زندگی مردم جهان بسیار اندک بود.

گفتار مجازی نخستین شامگاه تابستانی ۱۳۹۹ درآمدی بود بر واکاوی سفر با رویکرد فلسفه؛ خوانشی از تجربه زیستهٔ جناب محمد حاجی‌محمدی طی دو سال و نیم از کویر لوت تا سیبری در جستجوی خوشبختی که با میزبانی آرش نورآقائی مدیر مسئول مجله گیلگمش در شبکه اینستاگرام برگزار شد.

محمد حاجی‌محمدی دانش‌آموخته فلسفه هنر، پژوهشگر فلسفه و جهانگرد است. او هنر و سفر را روشی برای همزیستی فردی و اجتماعی می‌شمارد تا لذت زندگی تأمین شود. او سفر را درمانی برای ترک مخدرِ عادت می‌داند؛ راهی برای دوباره دیدن، دوباره شنیدن و فهمیدن.

حاجی‌محمدی وقفه‌ای ساخت در هرآنچه نمی‌خواست تا به روشی ناب و در پی شناخت معرفت و هستی به خویش بازگردد و در این راه به تعابیری دست یافت تا بتواند علیرغم جبر جغرافیا، هرآنچه را آموخته، زندگی کند؛ چراکه زندگی ناآزموده به زعم او قابل زیستن نیست.

این سفر از دل کویر لوت آغاز شده‌بود، همانگونه که جزء به جزء، رؤیای دوستِ ندیده‌ای بود. اما حاجی‌محمدی تنها خود را دچار آوارگی ذهنی و فیزیکی می‌دید. او در جستجوی انگیزه‌ای برای ادامه زندگی و کشف فهم خوشبختی پای در راه نهاده بود.

مواجهه با دل آرام عمویوسف نخستین ره‌آورد این سفر بود. این چوپان خوشبخت در راه خور و بیابانک به طوس، این جهان را پلی برای رسیدن به جهانی دیگر و مملو از آسایش و آرامش می‌دانست، همان که شیوه تمام‌ ادیان است.

مسافر خوشبختی از سفر به هند هم تجربه مشابهی کسب کرده‌بود. هندوها گرچه به ادیان آسمانی معتقد نیستند در پسِ تناسخ، پاسخ کردار را در جهانی دیگر (موجودی دیگر) شاهد خواهند‌بود (اندیشه افلاطونی).

دومین تعبیر از خوشبختی برای محمد حاجی‌محمدی در سفر ترکیه اتفاق افتاد. او که عمیقاً به میل زندگی اجتماعی و تأثیرِ از دست دادن عزیزان در زندگی اعتقاد داشت این‌بار با مفهوم لذت در زندگی بیش از پیش آشنا شد. هم‌نشینی با دوستی دریانورد، طلب لذت و غایت خوشبختی با این رویکرد را بر او آشکار کرد. گذر از لذتهای کوتاه و تأمین لذت‌های ماندگار از جمله همین نوع نگاه به خوشبختی شمرده می‌شوند.

تعبیر سوم از خوشبختی ره‌‌یافت سفر نپال بود.‌ این سفر هم برای تشخیص تشابهات و تفاوتهای انسان‌ها رقم خورده‌بود؛ برای مواجه شدن با بودِ آدمها و نه نُمودشان.

رویارویی با بانوی هدفمندی که زندگی را چنان برنامه‌ریزی کرده‌بود تا به نهایت خوشبختی خود برسد، تلنگر این تعبیر بود. او مطابق اندیشه ارسطو تمام منابعش را برای اینکه یک نویسنده بزرگ شود تجهیز کرده‌بود. مشابه این نگاه در آرزوی رسیدن به مرتفع‌ترین دریاچه جهان در ارتفاع ۴۸۰۰متری در زندگی دوست سالمندی هم به وضوح دیده می‌شد. او نیز علیرغم محدودیتهای جسمیِ بسیار تمام قوای خود را برای محقق کردن این آرزو به زیبایی مدیریت کرد و خیال آنچه را در سر پرورانده بود عینیت بخشید.

حاجی‌محمدی نمونه‌های دیگری با تأمین هدف در زندگی را در ذهن مرور کرده بود و دستیابی به هدف را تعبیر دیگری از خوشبختی برشمرد.

انگار هرچه تجربه سفر بیشتر میشد از دردها و رنج‌ها کاسته میشد. حالا حاجی‌محمدی دریافته بود که با سفر، نخواستن‌ها بیشتر می‌شود. راز فکر کردن به خوشبختی را در وجود بدبختی میدید. در دوره ده روزه مدیتیشن هم آموخته بود که اگر پدیده‌ها را در گذر ببینی چیزی برای از دست دادن نداری‌. حالا در سیبری با زوجی آشنا شده‌بود که پس از گذران دوره سخت زندگی، اکنون تنها با پذیرش آنچه داشتند خود را خوشبخت می‌انگاشتند.

انگار تعبیر چهارم خوشبختی چیزی نبود جز احساسی مبتنی بر نفی بدبختی؛ تعبیری سلبی.

جمله بی‌قراریت از طلب قرار تُست/طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت (مولانا)

حاجی‌محمدی در پایان این سفر تفاوت مسافر و گردشگر را بارها تجربه کرده‌بود، عواقب عمل زیباییِ هویت را به چشم دیده‌بود، به پیچیدگی‌ها و سرخوردگی و ناتوانی انسان در برابر طبیعت معترف بود و فرق با هم یا در کنار هم زندگی کردن را آموخته بود. او هم باور داشت که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.

به تعبیر او حالا خوشبختی برای همه افراد یکسان به دست نمی‌آید و قراردادی‌است که با رویکرد هر انسان تغییر می‌کند. این پنجمین و واپسین تعبیری بود که از این سفر حاصل شد.

این گفتار مقدمه‌ای شد بر فلسفه سفر تا در جلسه‌ای دیگر به پرسشهای مطرح شده در این حوزه و نقطه‌نظرات مخاطبین پاسخ داده شود.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

۲ دیدگاه

  1. این گفتگو بسیار پر کشش و جذاب بود. شاید آدمیزاد هرگز به روشنی به این موضوع واقف نشه که “فلسفه” با روح و راه و فکرش در آمیخته و گاهی حتی در جدال هست، شاید هرگز آگاهانه متوجه این مسئله نشیم…….قلم توانمند نویسنده این گزارش قابل تحسین هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن