جایگاه ارزش‌های اجتماعی در گردشگری

جایگاه ارزش‌های اجتماعی در گردشگری
دکتر ناصر فکوهی نوشته شده توسط

علوم اجتماعی با بررسی، تحلیل و آسیب‌­شناسی فضای جامعه، ارزیابی بی­‌کم و کاست و دقیقی از وضعیت موجود و بهترین راهکارهای عملی برای ایجاد شرایط بهینه را ارائه می‌دهد. دکتر «ناصر فکوهی»  -استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران - در کنار فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی، سال‌هاست که با تأسیس و مدیریت موسسه­‌ای علمی‌فرهنگی و برگزاری سلسله سمینارهای علمی‌‌پژوهشی معروف به «یکشنبه­‌های انسان­شناسی و فرهنگ»، نقش موثری در معرفی اساتید و چهره­‌های شاخص و آثار ارزشمند علمی و فرهنگی به جامعه داشته و با بیان ارتباط ناگسستنی علوم­‌انسانی و سایر حوزه‌­های دانش، سعی در برقراری پیوندی عمیق‌­تر بین پژوهشگران و فعالان علوم گوناگون داشته‌­اند. گفتگوی پیش ‌رو، به تشریح دیدگاه ایشان - به عنوان مدرس و تحلیل‌گر مباحث فرهنگ و علوم انسانی - در خصوص سفر و شکل‌گیری صنعت گردشگری می­‌پردازد.

پرسش بنیادی این است که از منظر علوم اجتماعی سفر چه تعریفي دارد؟

سفر در معنای متعارف خود، جابه‌جایی فیزیکی از یک مکان به مکان دیگر است. در این معنا می‌توانیم سفرهای بسیار کوتاه مثل سفرهای شهری داشته باشیم که به حرکات شهری بر اساس کارکردهای مختلف شهر اطلاق می­‌شوند. همچنین، از سفرهای کوتاه (چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ مسافت) و سفرهای بلند سخن گفته می­‌شود. مفهوم سفر در طول تاریخ تحول بسیاری یافته‌است. از دوران باستان تا پیش از صنعتی­‌شدن دنیا، سفر کنش و عمل بسیار محدودی بود که تعداد معدودی از افراد جامعه درگیر آن می­‌شدند. به عبارت دیگر، می‌­توان گفت یک مفهوم خاص برای یک کنشگر مشخص داشتیم که به او مسافر گفته می‌­شد. حتی در متون کمی قدیمی‌­تر، به واژه «ماجراجو» بیش از واژه‌های مسافر و جهانگرد بر می­‌خوریم؛ شاید به این دلیل که سفر همیشه با خطر همراه بوده است. جز در موارد کوچ­‌نشینی که سفر جزء جدانشدنی سبك زندگیشان بوده، ساير جوامع انسانی پس از انقلاب کشاورزی در ده‌ هزار سال پیش، يكجانشين شده و جوامع کشاورز را پديد آوردند که مهم‌ترین مشخصه آنان اتكا به زمین برای تأمين زندگی بوده است. به عبارت ديگر، اين جوامع تا قرن بیستم با جابه‌­جایی فیزیكی بسيار محدود كه به دلايل خاص اتفاق مي­‌افتاد، در محل زندگي خود ثابت بودند و دور شدن از محل زندگی در مسافت‌های خيلي کوتاه، در قالب سفر یک روستایی برای تجارت یا دیدار آشنایان در روستاهای همجوار انجام مي­‌شد. تنها سفرهایی که علاوه بر این موارد می­‌توانیم ببینیم، سفرهای زیارتی هستند كه در ایران به مقصد مشهد، کربلا و حج اتفاق مي­‌افتند و برای این افراد هم واژگان خاص مانند مشهدی (مشدی) و غیره ساخته شده كه حتي در روزگار ما بار معنایی را منعكس مي‌­كنند که متضمن توانایی مالی و قدرت بیشتر و نوعی تفاخر و برگزیده بودن است. ایمنی پایین جاده‌ها نيز موجب مي­‌شد كه كنش سفر عمدتاً منحصر به تجارت و یا سفر گروه‌­هاي سیاسی و مبلغان مذهبی باشد. در قرن هجدهم و پيشتر از آن، سفر منحصر به گروه­ها و برخي بزرگان مذهبي بود. گروهي نيز از سوي حكومت براي اكتشاف و كشورگشايي، از راه دريا عازم سفر مي­‌شدند. اما از قرن نوزدهم، با انقلاب دموکراتیک و انقلاب صنعتی، سفر هم دموکراتیزه و به کنشی مردمی و امكانپذير براي همه اقشار جامعه تبدیل شد و البته زماني در حدود 100 تا 150 سال پس از انقلاب فرانسه گذشت تا در سال 1936 میلادی، با روي كار آمدن دولتی عدالت‌خواه در فرانسه موسوم به «جبهه مردمی» و اعلام قانوني شدن يك هفته مرخصي با حقوق براي كارگران، برای نخستین‌بار بیشتر مردم فرصت کردند که به سفر بروند؛ پس از وضع این قانون، بسیاری از مردم فرانسه برای نخستین‌بار توانستند دریا را ببینند.

اما جنگ جهانی و تبعات بعدي آن، موجب ده سال وقفه در فرآیند مردمی شدن سفر شد و عملاً از سال‌های دهه 1950 میلادی و رشد دولت­های موسوم به «رفاه»، یعنی دولت­هایی که به گسترش حجم طبقه متوسط و بالا رفتن میانگین امکانات برای همه مردم می ­اندیشیدند، می‌­توان شیب معنادار و رو به بالا را در منحني سفر مشاهده كرد؛ رشدي که تا امروز ادامه داشته و گردشگری را تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین بخش­های اقتصادی جهان کرده است. همزمان با افزايش دستاوردهای دموکراتیک، حقوق قانوني كارگران و لزوم آرامش و استراحت ذهني براي ايشان، توانايي اقتصادي آنها نيز بیشتر شده و تسهيلات حمل و نقل و اقامت افزايش و هزينه‌­هاي سفر نيز به طور متوسط كاهش يافت و بدين ترتيب شرايط سفر براي تعداد بيشتري از مردم فراهم شد. دوران طلایی سفر، در بین سال‌های 1950 تا 2000 میلادی بود. اما پس از این دوره، با چرخش نولیبرال و اشرافی­گرایی و سرمایه­داری مالی که در جهان عمدتاً از دهه 1980 میلادی و به خصوص از دهه 1990 میلادی شروع شد، شاهد افزایش بحران‌های سیاسی، سقوط قدرت خرید مردم، بالا رفتن نرخ بیکاری و عدم توانایی مردم به هزینه کردن در سفر و در نتیجه، کاهش رشد گردشگری بوده‌­ایم. امروزه برخی از مقاصد پُر رونق دیروز، دیگر شرایط گردشگرپذیری ندارند و برخی مقاصد دیگر، توانسته‌­اند در بازار جهانی معرفی خوبی از خود داشته و نظرها را به خود جلب کنند. در مجموع، دموکراتيزه شدن سفر بود که امكان کاهش هزینه، تنوع مقاصد، امن شدن راه‌ها و توسعه زیرساختار و روساختارهای سفر را فراهم ­آورد و توریسم را به بخش اقتصادی بسیار مهمی تبدیل كرد.

 

 

برای خواندن ادامه این مطلب به شماره چهار مجله فارسی گیلگمش مراجعه کنید.

 

نظر دادن