• گیلگمش یک جریان است
    #چهارراه

    گیلگمش یک جریان است

    این شعار ما در گیلگمش است: «مجموعه گیلگمش نه تنها یک مجله بلکه یک جریان است». گیلگمش تلاش می‌کند با افزایش دانش و آگاهی در گردشگری کشور و پیوند بخش‌های مختلف آن، علاوه بر هم‌افزایی، دیدگاه‌های نو را به مخاطبان و همکاران خود معرفی کند. از این رو، در فصل پاییز مجموعه گیلگمش برگزارکننده نشست‌ها، هم‌اندیشی‌ها و رویدادهای متنوع بود که در این گزارش بخشی از آن‌ها را به اختصار مرور می‌کنیم.

    از کوره‌راه تا شاهراه با جهانگردان ایرانی

    در آخرین روزهای تابستان مجموعه فصلنامه گیلگمش با همکاری گالری «آس» نمایشگاه گروهی عكس و سلسله ‌نشست‌های سفرنامه‌خوانی «از كوره راه تا شاهراه» را برگزار کرد.

    در این رویداد جمعی از جهانگردان ایرانی در پانزده شب به معرفی مسیرهای سفر پرداختند. شاهین تیوای سادات‌الحسینی سفرنامه «بر مدار شرق می‌چرخم»، عبدالرضا کوهپایه سفرنامه «به امید روزی که همه عاشق مارمولک‌ها باشند»، نسیم معماریان سفرنامه «بی‌کرانگی» و امید حاتمی با سفرنامه «خراسان بزرگ» میزبان علاقه‌مندان به سفر و گردشگری بودند. همچنین نگار نامور و هاشم سیماب سفرنامه «نارنگی»، عدالت عابدینی سفرنامه «دوچرخه‌سواری در تاجیکستان یادگار دیار پارسیان»، علیرضا عالم‌نژاد سفرنامه «روایت تهران»، مسلم ایران‌نژاد سفرنامه «سفر در سرما با دوچرخه»، پرویز شجاعی‌پارسا سفرنامه «سفر به مالدیو سرزمین شن‌های سفید»، پویان مقدم سفرنامه «جاده ابریشم»، امیر شاهچراغیان سفرنامه «به دنبال آسمان شب»، امید غلامعلی‌پور سفرنامه «دیدنی‌های اروپای شرقی»، شهاب چراغی سفرنامه «ماداگاسکار، سرزمین عجایب»، حسین عبداللهی سفرنامه «از آتاکاما تا پاتاگونیا» و همچنین لقمان رفیعی و آرام عبدی سفرنامه «خاطرات شرق آسیا» را برای علاقه‌مندان بازگو کردند. بسیاری از علاقه‌مندان به سفر و گردشگری به گالری آس می‌آمدند تا عصاره سفر جهانگردان ایرانی را با جان و دل بپذیرند و در این میان گیلگمش با خرسندی از ایجاد چنین فضایی، با نویسندگان، همراهان و جهانگردان جدیدی برای شروع همکاری‌های نو از جنس سفر آشنا شد.

    قصه‌های پری و کودک شاهنامه‌خوان

    در آستانه روز جهانی گردشگری، دفتر فصلنامه گیلگمش میزبان پری زنگنه و یکتا عسگری کودک شاهنامه‌خوان بود. پری زنگنه نویسنده و خواننده اُپرا، به معرفی کتاب‌های خود پرداخت و بخشی از تجربه‌ها و خاطرات خود را با دوستدارانش در میان گذاشت. همچنین در این مراسم یکتا عسگری از شهر شوشتر خوزستان مهمان گیلگمش بود و به زیبایی به نقالی شاهنامه پرداخت؛ اجرای او همه را تحت تاثیر توانایی‌هایش قرار داد.

    همکاری گیلگمش با UNWTO

    سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) معتقد است، هر سفر ما و دنیای اطراف ما را تغییر می‌دهد. دنیایی که هر یک از ما در برابر آن مسئول هستیم و هر فرد می‌تواند در آن تغییری مثبت حتی بسیار کوچک ایجاد کند. بر اساس این باور، آژانس ویژه سازمان ملل متحد در حوزه صنعت گردشگری حرکتی را با شعار «سفر، لذت بردن و احترام گذاشتن» (TravelEnjoyRespect#) آغاز کرده است.

    گیلگمش نیز با اعتقاد به سفر و سفردوستی و همگام با سازمان جهانی گردشگری، پشت جلد شماره دو فصلنامه انگلیسی خود را به معرفی این حرکت اختصاص داد و به عنوان یکی از حامیان به این جنبش پیوست.

     

     

     

    برای خواندن ادامه این مطلب به شماره هفت مجله فارسی گیلگمش مراجعه کنید.

     

  • مفهوم شادی در دین زرتشت
    #ره‌گو

    مفهوم شادی در دین زرتشت

    عصری که با ظهور زرتشت در ایران مشخص می‎شود، زمانی است که اقوام کوچ‎نشین آریایی با ورود به فلات ایران وارد مرحله‎ یکجانشینی شده‎ و پس از سال‎ها نبرد با بومیان این سرزمین‎‎، درصدد آن برآمدند تا تمدن خویش را پی افکنند؛ از این‌رو، آن‎ها نیازمند دوری ‎جستن از خشونت زندگی شبانی و صلح و آشتی با دیگر اقوام بودند. پس هنگامی‌که زرتشت با معجزه‎ خنده دیده بر جهان ‎گشود، پایان جنگ و خشونت و آغاز صلح، دوستی و شادمانی را نوید ‎داد. این چنین، خدایان جنگ‎طلبِ دَئِوه‎ها قدرت خود را از دست دادند و خدایان خردمند و آشتی‎جوی اَهوره‎ها جایگزین آن‎ها شدند. در این میان اهورامزدا، سرور خردمندان، برترین جایگاه را از آنِ خود ساخت و خلاف‎آمدِ خدایان دیگر، آفریدگار همه‏ افراد بشر به ‌شمار رفت. او سرچشمه تمام خوبی‎ها و نیکی‏های عالَم دانسته شد که بر انجام فعل شر یا عمل بیهوده‎ ناتوان بود. در چنین جامعه‌ای «صلح و شادمانی» از والاترین ارزش‎های انسانی به‌ حساب آمده که مگر با تلاش و کوشش در راستای آبادانی جهان، زندگی، همزیستی در کنار یکدیگر و نیکی ‎ورزیدن به همدیگر به دست نمی‌آید.

  • بافندگی در ایران؛ آمیزه‌ای از سنت، هنر و عامیانه‌ها
    #ره‌یافت

    بافندگی در ایران؛ آمیزه‌ای از سنت، هنر و عامیانه‌ها

    بخشی از فرهنگ و تمدن ایران زمین برخاسته از باورها و عامیانه‌هایی است که در غالب اساطیر، نمادها، ادبیات و منظومه‌ها به منصه‌ظهور رسیده‌ است. از این میان، دستباف‌های عشایر و روستانشینان ایران، نقش مهمی در ثبت و انتقال چنین عامیانه‌هایی به نسل‌های آینده داشته‌اند که به جهت شیوه زندگی آنان، کمتر مورد توجه پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار گرفته‌اند. از آنجاکه بافندگی عام‌ترین و مردمی‌ترین هنر ایرانیان و جلوه‌گاه هنر و خلاقیت عشایر و روستانشینان است، مطالعات متکی بر مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی آنان می‌تواند دستاورد‌های جالب و مهمی را به همراه داشته باشد.

  • تاجر روی خط
    #راه‌نامه

    تاجر روی خط

    بازار امروز با آنچه که در گذشته تجربه کرده‌ایم، تفاوت بسیاری دارد، به‌طوری‌که شیوه‌های بازاریابی سنتی و ابزارهای کهنه تبلیغاتی، کاربرد و تأثیرگذاری سابق را ندارند. دنیای امروز، دنیای ابزارهای دیجیتال است و بقا در چنین بازاری به دانش روز بازاریابی یعنی «علم بازاریابی دیجیتال» نیاز دارد. در دهه‌های گذشته، نفوذ روزافزون اینترنت و رشد شبکه‌های اجتماعی در کنار اعتماد کاربران به خرید اینترنتی، موجب شده است تا با بازار وسیعی از کاربران اینترنتی روبه‌رو شویم. آمارهای رسمی از 40 میلیون و آمارهای غیررسمی از 48 میلیون کاربر فعال اینترنت، در ایران سخن می‌گویند؛ آماری که روز‌به‌­­روز در حال افزایش است. از سوی دیگر، استفاده از ابزارهای ارتباطی دیجیتال مانند اینستاگرام، تلگرام، لینکدین و ... جزئی از عادات و رفتار مخاطبان کسب‌و‌کارهای امروزی شده است، که باید به آن توجه‌ ویژه‌ای داشت.

  • میراث آب در ایران زمین
    #ره‌آورد

    میراث آب در ایران زمین

    پا به جنگل خیال بگذار. رقص چمن‌ها و سماع درختان را ببین. نسیم دی ماه روی گونه‌هایت سر می‌خورد. خورشید طولانی‌ترین خوابش را پشت سر گذاشته است و پا در راه زمستان می‌گذارد. نگاه کن که چه سنگین می‌تابد و چه گرمای حقیری! صدای آب را می‌شنوی؟ با خود افسان و داستان‌ها دارد! چنان می‌شتابد که گویی هزار راز نگفته را در ذرات مقدسش نهفته دارد و دلش می‌لرزد که مبادا فاش شوند. بنشین! دستت را به آب بده! خنکایش را با جان بپذیر. دلت را چون قطره‌های پاکش صاف کن و لبخندت را نثار مادر طبیعت!

  • موزه معصومیت
    #هم‌راه

    موزه معصومیت

    به نقطه پایان جمله آخر کتاب «موزه معصومیت» نوشته اورحان پاموک که رسیدم، نتوانستم بر کشش و میل عجیبی که برای در استانبول بودن به سراغم آمده بود، غلبه کنم. همین قدر زمان احتیاج داشتم که کارهای روزهای آینده را کنسل کرده و وسایلم را داخل کوله‌ام بگذارم. چند ساعت بعد سوار اتوبوسی بودم که در پایانه مسافربری غرب تهران، منتظر سوار شدن مسافرها بود برای حرکت به سمت استانبول. اتاقی کرایه کردم در خیابان چوکورکوما در محله بی اوقلو تا در چند قدمی ساختمان آجری رنگ موزه معصومیت باشم. هر روز برای دیدن بخشی از شهر از جلوی موزه می­گذشتم؛ به بوسفور، محله نیشانتاشی، شاخ طلایی، رستوران­ها، مسجدها و جاهای دیگری که داستان کتاب در آن مکان­ها اتفاق افتاده بود، سر زدم تا روز آخر که بلاخره جلوی پنجره کوچک موزه رفتم و بلیتی را برای دیدن اشیای داستان موزه معصومیت خریدم.

  • شمیران؛ دیروز، امروز، فردا
    #روبه‌راه

    شمیران؛ دیروز، امروز، فردا

    شهر حاصل تکامل تاريخی و طبيعی جوامع انسانی بوده و هويت يک شهر با پيرامون آن آميخته شده است. محله‌های شهری از گذشته‌های دور، در شکل‌دهی و سازمان‌دهی امور شهری جايگاه ويژه‌ای داشته‌اند. در گذشته، هر محله با ارایه خدمات روزمره مورد نياز سکنه خود و ايجاد نمادهايی خاص، موجب می‌شد تا ساکنان آن نسبت به منطقه خود تعلق‌ خاطر داشته باشند، تا جايی که هر شهروند با نام محله‌اي که در آن می‌زيست، شناخته می‌شد. به اين ترتيب هر سكونت برخاسته از كليتی بود كه خود را در پس‌ زمينه‌های تاريخی، فرهنگى، اجتماعى و محيطى برجسته مى‌ساخت. تحولات سريع دوران معاصر طي دهه‌هاي اخير، منجر به تغيير زيربناهاي معيشتي و روابط اجتماعي شد و ساکنان محله‌ها از هويت خاص محله خود تهي ‌شدند‌. اين روند تا امروز ادامه يافته و آنچه شاهدش هستيم، محلاتي بيگانه و بي‌هويت براي ساکنانشان هستند. يکي از اين مناطق، منطقه «شميران» در شمال تهران است که به پشتوانه نزديکی به کوه و وجود باغ‌ها و دره‌های فراوان، از ديرباز به عنوان ييلاقی ارزشمند برای شهر تهران محسوب می‌شده‌ است.